چرا بچه هاباید بازی کنند؟

 

چرا بچه هاباید بازی کنند؟

   
 
خلاق بودن یعنی پدیده های عالم را متفاوت از دیگران دیدن همانند نیوتن وقتی که سیب از درخت بر زمین می افتد. او چرخش سیب را به گونه‌ای متفاوت تر از دیگران می‌بیند و به دنبال طرح مسئله و پاسخ به چرایی افتادن سیب از درخت است . 
تحقیقات انجام شده در زمینه خلاقیت با آموزش نشان می‌دهد، بر خلاف نظریه پردازان گذشته که خلاقیت را فرآیندی ارثی و ذاتی تلقی می کردند .خلاقیت را می توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان آموزش داد ، به عبارت دیگر بر خلاف تصور عامه مبنی بر اینکه فقط افراد معدود ی خلاق بدنیا میآیند، از این رو در کشورهایی که از آموزش و پرورش پویا برخوردارند، پرورش خلاقیت به عنوان یکی از مهم‌ترین هدف‌ها ی آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفته است. بازی های خلاق فرصتی به کودک می‌دهند تا از قوه خلاقیت و تخیل خود در حل مسائل استفاده کند و آن را رشد دهد و تقویت کند.
 نقش بازی در زندگی کودک همواره مورد توجه محققان و روانشناسان کودک بوده است. ویگوتسکی و پیاژه از جمله روانشناسانی هستند که بطور ریشه ای به مطالعه بازی کودکان و نقش آنها در رشد ذهنی و فکری و زندگی اجتماعی کودکان پرداخته اند. از دیدگاه این دو محقق، شرکت کودک در بازی های کودکانه به معنای ورود کودک به دنیای مجازی است که دارای قوانین خاص و نا نوشته است. از نظر ویگوتسکی و پیاژه زبان به عنوان ابزار اولیه بازی ها و عامل اساسی در فرآیند شکل گیری توانائی های ذهنی کودک است. 
 

ویگوتسکی بازی ها را به دو دسته تقسیم بندی می کند : 
بازی هایی که قوانین درونی و نانوشته دارند. 
بازی هایی که قوانین معین و قراردادی دارند. 
به عقیده ویگوتسکی رهبری بازی های دسته اول را کودکان خود و بدون نیاز بزرگترها به عهده می گیرند، در حالی‌که بازی‌های‌دسته‌دوم‌با‌شرکت‌و‌دخالت‌بزرگتر‌ها‌صورت می پذیرد و به همین سبب سمت و سوی بازی ها به جهتیمی‌رود‌که‌بزرگتر‌ها‌می‌خواهند.‌ آنها‌قوانین‌و‌مقررات‌بازی‌را‌تعیین‌و‌به‌کودکان‌دیکته می کنند. 
به نظر ویگوتسکی بازی ها به رشد ذهنی و فکری، عاطفی - احساسی و اجتماعی کودک کمک می کنند. به زبان دیگر بازی ها ابزار کنترل و تنظیم رفتار کودک هستند. او هنگام بازی دکتر می شود، معلم می شود، راننده می شود و... بدین ترتیب نقش های گوناگون را در عالم بازی تجربه می کند. هر بازی، سناریو، قوانین و مقررات خاص خود را دارد و بنا به تعداد و توانائی های بازیگران تغییر و تحول می یابد. 
بازی هائی که قوانینی درونی و نانوشته دارند - یعنی بازی های دسته اول - نیز در طی بازی و به مرور زمان و بنا به شرایط و اعضای شرکت کننده تغییر و تحول می یابند. اشیاء در این مرحله بازی، نقش مهمی دارند. کودک هنگام بازی با عالم تخیل سر و کار دارد و از همین روامکان خلاقیت و آفرینش و همچنین موقعیت بروز خصوصیات رفتاری و اخلاقی خود را می‌یابد. 
ویگوتسکی از کتاب خواندن هم به عنوان یک بازی سازنده یاد می کند. به نظر او کتاب خواندن در چشم کودک نوعی سرگرمی و بازی است، زیرا دنیای خیالی کتاب ها به دنیای کودکان نزدیک است. گفتگو در باره کتاب ها - یعنی این دنیای خیالی - هم ذهن کودک را تحلیلی می سازد. اینجا < لی برگ و بی یر >به نفوذ بیش از حد بزرگتر ها اخطار می دهند و می گویند <گاهی بزرگتر ها فضای بسیار زیادی را اشغال می کنند و امکان اندیشیدن را از کودک می گیرند. > 
مهارت‌های بازی کردن 
یکی از اولین کارها در آموزش استفاده از اسباب بازی ها و بازی مناسب، این است که به کودک یاد بدهید با اسباب بازی های ساده مانند عروسک و ماشین، بازی کند. مانند مرحله بازی با بلوک. در این مرحله هم بهتر است از هر اسباب بازی دو نمونه تهیه کنید. برای آموزش بازی با عروسک مراحل اولیه آسان هستند . 
عروسک خود را بردارید و از کودک بخواهید از شما تقلید کند . وقتی که کودک مانند شما عروسک را برداشت، آن را بغل کنید و کودک را نیز تشویق کنید تا از شما تقلید کند . تکان دادن ،نوازش کردن ، خوابانیدن ، غذا دادن ، و پوشاندن آن با پتو کارهائی هستند که کودک با همانندسازی با شما می تواند به راحتی آنها را انجام دهدو از انجامشان لذت ببرد. در مراحل بعدی حتی می توانید حمام کردن ، لباس پوشاندن ، و غیره را نیز با کودک تمرین کنید . هر چه کودک بیشتر تقلید کند، بیشتر یاد خواهد گرفت که چگونه با اسباب بازی هایش درست بازی کند. مثلا می‌توانید به کودک آموزش دهید که یک کامیون می تواند تند برود ، کند برود ، بار حمل کند ، بار خالی کند ، تصادف کند ، و ... .شما همچنین می توانید این کارها را همراه با کلام بیان کنید تا کودک نیز بتواند اتفاقی را که می افتد خود بیان کند و قوه تخیل خود را افزایش دهد . هر چقدر بیشتر بتوانید این نوع بازی ها را افزایش بدهید برای کودک بهتر است . به یاد داشته باشید که از کار های ساده ای مانند عقب و جلو بردن ماشین شروع کنید . 
نقاشی کردن و نوشتن مهارت‌های پیچیده ای هستند که می توانند به خلاقیت کودک کمک کنند.نقاشی گاهی اوقات می تواند ساعتها کودک شما را سرگرم کند.یک تکه کاغذ و چند عدد مداد رنگی یا مداد شمعی بردارید و نقاشی ساده ای بکشید این نقاشی می تواند شکل ساده ای از حیوانات و اشیاء باشد سپس از او بخواهید که کار شما را تقلید کند. 
 

به تدریج با بزرگتر کردن اندازه شکل‌ها ، آنها پیچیده تر کنید .سعی کنید که از رنگ‌های شاد استفاده کنید و نام آنهارا برای فرزندتان تکرار کنید.وقتی که کودک موفق به کشیدن نقاشی های ساده شد، از او بخواهید که خانه، ماشین و چیزهای پیچیده تری را بکشد و در صورت موفقیت حتماً او را تشویق کنید. 
روش آموزش نوشتن نیز کاملا مانند نقاشی کردن است . یک پیشنهاد خوب این است که اسم کودک را بزرگ روی کاغذ بکشیدومثل یک نقاشی از کودک بخواهید که آن را تقلید کند.کودکان معمولاً علاقه خاصی به یادگیری اسم خود دارند واین می‌تواند انگیزه ای برای یادگیری حروف دیگر شود.ابتدا ترسیم خطوط را با کودک کار کنید و سپس ترسیم منحنی ها و در آخر هم شروع به آموزش کپی کردن حروف بکنید . فراموش نکنید که در ابتدا کودک باید بر روی خطوط شما بنویسد و سپس از روی آنها کپی کرده و در نهایت با درخواست شما و با استفاده از حافظه خود آنها را بنویسد .
 


برگرفته از: dostan.net

بازگشت به لیست مقالات